Feels like -29!

سرده! بدفرم سرده ها! میگه مثل منفی ۲۹ درجه شده! خدا به داد بقیه زمستون برسه!

خدا به دادمون برسه اگه…

این پست فقط برای تست فارسی نوشتن در اوبونتوی جدیدیه که نصب کردم! تا حالاش که اذیت نکرده! حالا تا بعداْ  ببینم که به کجا میرسه.

پی اس:

راستی اگه کسی زرت و زرت از آدم تعریف کنه به نظرتون نشونه ی باشعوریشه؟ یا اگه ما فکرکنیم که اونا باشعورن چون زرت و زرت از ما تعریف  میکنن (شما بخون لاس میزنن) این نشونه ی بی شعوری ماست؟ خدا به دادمون برسه اگه اینطوری فکر میکنیم!

داره یه اتفاقاتی میفته!

داره یه اتفاقاتی میفته! اما دلتون رو خوش نکنید که بهتون میگم! اونم تازه جلو جلو! عمراً ! هر وقت همه چیز اوکی شد حتماً همینجا خبر میکنم! تازه زور هم نزنید که حدس بزنید که عمراً جواب نده! همین! خواستم یه خورده فقط حال بگیرم!

کش روی تا کجا؟

یادمه یه زمانی  “محسن نامجو” از انتشار غیرقانونی آلبوم “ترنج” خیلی عصبی شده بود و به همه می پرید غافل از اینکه همین غیر قانونی منتشر شدن این آلبوم معروفش کرده بود، به کل فراموش کرده بود که تو همین آلبوم که به ادعای خودش آهنگساز آهنگ هاش هم بوده، آهنگهایی پیدا میشد از جمله آهنگ معروف “مرغ شیدا” که کپی غیرقانونی و بلافصل آهنگ بسیار معروف “The man who sold the world” از گروه “Nirvana” بود. بگذریم که این آقا به روی محترم خودشون نیووردن و دلشون رو به میکس این آهنگ معروف با یکی دو تا تراک های موسیقی ایرانی (که اون ها هم اثرخودشون نبود) و همچنین استفاده از سازهای ایرانی برای بازسازی و بازنوازی این آهنگ، خوش کرده بود. امیدوارم این آقا در وین لااقل کمی به اهمیت اوریجینال بودن اثر هنری هم پی ببرن.. یادمه من در مورد نامجو و این آهنگ قبلاً غر زده بودم اما امروز یه غر دیگه از آهنگساز! دیگر ایرانی دارم که با کپی 100% از یه آهنگ بازم معروف اسمش رو روی زبون ها انداخت و کمتر کسی شاید باشه که ای میل اجرای این هنرمند! رو در ارمنستان با همراهی ارکستر وین نگرفته باشه! بله! دکتر شاهکار بینش پژوه که حداقل کپی کاریشون میدونم شاهکاره! آهنگ “می میرم” از این استاد! رو حتماً تا بحال همه شنیده اید و شاید کلیپ اجرای ارمنستان ایشون رو همراه خواننده ی خانمی که فارسی رو خیلی بانمک میخوند دیده باشید. یه سرچ کوچولو تو اینترنت بکنید و آهنگ “Que Hiciste ” از “Jennifer Lopez” رو گوش بدین! بعدشم با توجه به انتشار آلبوم “Como Ama una Mujer” در سال 2007 خودتون یه قضاوت ساده بکنید!

بابا لااقل اگه میخواین آهنگ کش برین یه غیر معروفش رو کش برین!

!نمیدونم واقعاً چه مرگشه

نمی دونم حرف حساب این وبلاگ و این وردپرس و این هاستینگ چیه! والا خسته ام کردن. از بس نوشتم و پاک شد!

قر و اطوار

دیگه داره طاقتم تاب میشه از دست این بساطی که این وردپرس و هاستینگ و کلاً این وبلاگ سرم آوردن تو این مدت گذشته.. هر روز یه قر و اطوار جدید!

یه عذرخواهی

شروع جالبی نبود. 4-3 ساعت ور رفتم با این وردپرس تا بتونم مشکل جدیدی که خیلی عجیب و بی دلیل به وجود اومده بود رو حل کنم. آخرشم نمیدونم حل شده یا نه و اگر حل شده بالاخره چه دردش بود و چطوری حل شد!

به هرحال! سعی کردم تا حد ممکن اطلاعات و محتوای وبلاگ رو بازسازی کنم اما کامنت های آخرین پست رو از دست دادم. دوستان عزیزی که برام کامنت گذاشته بودین، با عرض شرمندگی کامنت هاتون برای پست قبلی رو نتونستم بازیابی کنم! :( امیدوارم که به بزرگواری خودتون ببخشید. برم یه دستی سرو روی اینجا بکشم تا حتی الامکان شبیه اولش بشه.

بی عنوان

مدتی بود که به اینجا سر نزده بودم. بیش از 2 ماه می شد. فارغ از دلیل غیبت من، تو این دوماه اتفاقات خیلی زیادی افتاده که شاید مهمترینشون انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود که همین چند روز پیش برگزار شد و از نتیجه اش همگی به احتمال زیاد خبر دارید. اتفاق دیگه درگیری من با پروپوزالم هست که مدتیه حسابی مشغولم کرده و اگه خدا بخواد کم کمک داره به یه جاهایی می رسه.

تو این مدت یه سری از دوستان بهم زنگ زدن که دستشون درد نکنه. اما نکته ای که در این تماس های تلفنی مشترک بود اظهار بی اطلاعی دوستان از وضعیت من به دلیل به روز نکردن وبلاگم بود.

از امروز بازهم اگه خدا بخواد میخوام شروع کنم بنویسم اما مطمئناً با شیوه ای متفاوت و طوری که خودم رغبت به ادامه دادن داشته باشم. البته انتظار تغییر ناگهانی رو نباید داشت چون اونطوری ناپخته می شه و اون چیزی که از وبلاگم انتظار دارم رو بهش نخواهم رسید. تنها چیزی که از مسیری که توش میخوام قدم بزارم میدونم اینه که می خوام تو این مسیر در جهت حرفه ای تر نوشتن تجربه کسب کنم و اینجا رو از حالت یه دفترچه خاطرات صرف دربیارم که هم نفعی برای خودم داشته باشه هم برای خواننده هام و اینطوری نباشه که دوستانی که میان اینجا فقط برای احوال پرسی باشه یا وقت تلف کردن. اینکه در مورد چه موضوعاتی خواهم نوشت خیلی اهمیتی نداره اگر نوشته حرفه ای باشه. چه مطلب یه مطلب صرفاً علمی باشه چه اجتماعی و چه روزنوشت (مطمئناً بازهم مطالب سیاسی در این وبلاگ جایی نخواهند داشت، چون نه در این زمینه اطلاعات خاصی دارم و نه مورد علاقه ام هستند. دوستانی هم که دنبال مطالب سیاسی میگردن هزاران هزار سایت های دیگه هست که می تونن بهش مراجعه کنند).

همزمان با این وبلاگ، وبلاگ انگلیسیم رو هم زنده خواهم کرد. اونجا از نظر محتوی با این وبلاگ متفاوت خواهد بود اما در مورد خط مشی سعی میکنم اونجا رو هم کمی حرفه ای تر دنبال کنم.

اما نکته ای که وجود داره اینه که تا زمانی که به اندازه ی کافی تجربه کسب نکردم، انتظار این رو از خودم نخواهم داشت که روزانه بتونم این وبلاگ ها رو به روز کنم. در حال حاظر، کیفیت مطالب اینجا برام مهمتر از کمیتش هست. اما سعیم بر اینه که حداقل 3-2 روز یک پست جدید داشته باشم.

امیدوارم توی این حرکت جدید بتونم موفق باشم و بتونم ادامه بدم این مسیر رو تا اگه حتی روزی یک روزنویس خطابم کردند، به عنوان یه روزنویس حرفه ای من رو بشناسن.

مطالب قبلی رو توی وبلاگ فارسی قبلی نگه میدارم. درواقع همه رو به اونجا منتقل میکنم اما فعلاً از اینجا پاک نمی کنم تا مدتی که اینجا هم مطلب برای خوندن به اندازه ی کافی داشته باشه. بعد از مدتی مطالبی رو که به نظر خودم محکم تر از مطالب دیگه هستن اینجا نگه میدارم و بقیه مطالب رو پاک میکنم.

!مهمان نوازی مونترئالی ها

بالاخره شامل حال ما هم شد! مهمان نوازی مونترئالی ها منظورمه! امیدوارم حالشو ببره! دزد دوچرخه رو میگم! نه راجع به فیلم دزد دوچرخه هم حرف نمیزنم! دوچرخه ام رو دزدیدن! بی خیال! خیلی اوضاعش بی ریخت بود! شاید بهترم شد! دنبال بهانه ای میگشتم که یه دوچرخه ی بهتر بگیرم! حالا هم بهانه رو دارم! اما این دفعه یه بهترشو میگیرم!  هی دزد محترم امیدوارم چرخش برات همیشه بچرخه!

دو روزه هی میخوام به امید اینا زنگ بزنم! دیروز زنگ زدم اما یه صدای عجیب غریب هی میومد! امروزم دیر شد! اوه یادم اومد یه تلفن واجب داخل شهری دارم! فعلاً…

! همه جا امن و امان است

آی… ملت.. چرا عکسا رو نمی فرستین؟

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.